نام پژوهشگر: سید یونس حسینی

ارزیابی ایمنی زائی وکتورهای مختلف آدنوویروسی حامل ژن core ویروس هپاتیت c در محیط آزمایشگاهی، اثر بر روی سلولهای dc و در یک مدل جدید چالش موشی
پایان نامه وزارت علوم، تحقیقات و فناوری - دانشگاه تربیت مدرس 1389
  سید یونس حسینی   سید محمد موذنی

وکتورهای آدنو ویروس همواره در طراحی واکسن برای کنترل ویروس hcv مورد استفاده قرار گرفته اند. با آنکه ژن core ویروس به دلیل شباهت بالا در بین ژنوتیپها در واکسنهای مختلف مورد استفاده قرار گرفته و از لحاظ تئوری از بهترین کاندیدهای واکسن به شمار می آید، دسته ای ازجدیدترین مطالعات به دلیل نقائص وارد بر ژن کامل از قسمتهای کوتاه شده ژن در ساخت واکسن استفاده می کنند. تاکنون مطالعه ای که به ارزیابی سیستماتیک ایمنی زائی قسمتهای مختلف ژن core با وکتور آدنو ویروس پرداخته باشد انجام نشده است. برای نیل به این مقصود در این مطالعه از وکتورهای آدنوویروسی برای ایمن سازی در یک مدل چالش جدید با قابلیت بیان پایدار ژن core در کبد موش بهره گرفته ایم. در این مطالعه ابتدا 4 آدنوویروس بیان کننده 4 قسمت مختلف ژن core تکثیر و تخلیص گردید. سلولهای دندریتیک از منشا مغز استخوان در آزمایشگاه تولید و اثر 4 قسمت مختلف ژن core بر روی فنوتیپ و عملکرد سلولهای دندریتیک نیز با استفاده ازهمین وکتورها ارزیابی شد. از سوی دیگر یک وکتور جدید aav(adeno-associated virus) با قابلیت بیان اختصاصی ژن کامل core در هپاتوسیتهای موش ساخته شده و برای ارزیابی به عنوان چالش، به گروههای موشی تزریق گردید. ایمنی سلولی ایجاد شده 10 روز بعد اندازه گیری شد و بیان ژن core نیز تامدت 24 روز در کبد قابل ردیابی بود. 4 وکتور آدنوویروس به صورت قبل از چالش aav-core (شبه پیشگیری) و بعد از آن (شبه درمانی) به موشهای balb/c تجویز شدند. پس از ایمن سازی، ارزیابیهای ملکولی شامل سنجش بیان ژن core و بقای ژنوم چالش در سلولهای کبد انجام گرفت. ارزیابیهای ایمنی شامل آزمونهای الیزای ifn-? و ltt نیز صورت پذیرفت. نتایج مقایسه تاثیر ژنها بر روی سلولهای دندریتیک اثرات سرکوب کمی در عملکرد و فنوتیپ آنها را نشان می داد. نتایج مدل چالشی نشانگر بیان اختصاصی و مناسب ژن core در کبد موش تا 24 روز با وجود استقرار ایمنی ضد core در بدن موش بود. در ارزیابیهای واکسن نیز هر دو روش تجویز شبه درمانی و شبه پیشگیری باعث کاهش بار ویروسی درکبد و القای ایمنی سلولی گردیدند. با اینحال بر پایه نتایج حاصل، بهترین نتیجه ایمنی زائی از طول کامل ژن به دست آمد.

بررسی تاثیر پروتئین مرکزی (core) ویروس هپاتیت c (hcv) درالقای سلولهای ستاره ای کبد (hscs) ازطریق اندازه گیری ?-sma و میزان mirna-221
پایان نامه وزارت علوم، تحقیقات و فناوری - دانشگاه تربیت مدرس - دانشکده علوم پزشکی 1393
  علی ملکی   مهرداد روانشاد

عفونت کبد به ویروس هپاتیت c در اکثریت موارد مزمن می شود و در مراحل بعد، طی یک فرآیند پیشرونده ای در نهایت منجر به تخریب کبد می گردد. فیبروز کبدی به معنای تجمع بیش از حد ماتریکس خارج سلولی در بافت کبد است که به منظور ترمیم آسیب های وارد شده بر سلول های کبدی می باشد. ویروس هپاتیت c با شیوع 170 میلیونی در سراسر دنیا ، شایع ترین و مهمترین علت فیبروز کبدی بشمار می رود. خاصیت فیبروژنیک hcv به پروتئین هایش و به خصوص پروتئین مرکزی آن نسبت داده شده است. برای بررسی تاثیر پروتئین مرکزی ویروس هپاتیت c در فرآیند فیبروز، از رده سلولی lx2 استفاده شده است. برای ارزیابی این مهم از اختصاصی ترین مارکر در سلولی که فعال شده است یعنی ?-sma (اکتین های عضله صاف – آلفا) استفاده کردیم. micrornas به عنوان تنظیم کننده های بیان ژن در سلول مطرح هستند که از طریق مهار ترجمه بطور مستقیم یا از طریق تخریب mrna اعمال اثر می کنند و البته می توانند با اثر بر روی پروموتر ژنها بعنوان فعال کننده رونویسی نیز عمل کنند. در این پژوهش از طرفی دیگر، تاثیر پروتئین core بر روی میزان بیان mir-221 نیز اندازه گیری گردید تا ارتباط آن با فیبروز و بیومارکر پیش سرطانی مشخص گردد. طبق نتایج بدست آمده، پروتئین core ویروس هپاتیت c دارای اثر القا کنندگی فیبروتیک بر رده سلولی lx-2 می باشد و باعث افزایش معنی دار بیان ژن ?-sma می شود (p<0.05). از طرف دیگر نتایجی که در این پژوهش در مورد بیان mir-221 بدست آمده است، نشانگر عدم تغییر معنی دار نسبت به نمونه کنترل می باشد.

هدف گیری smad4 توسط shrna اختصاصی و بررسی تاثیر آن بر روی پروفایل mirnas موثر در مهاجرت، فعال سازی و فیبروژنز سلول های ستاره ای کبد
پایان نامه وزارت علوم، تحقیقات و فناوری - دانشگاه تربیت مدرس - دانشکده علوم پزشکی 1394
  صیاد خانی زاده   مهرداد روانشاد

فیبرز کبد یکی از پیامدهای بالینی آسیب مزمن کبد در اثر عواملی از قبیل عفونت مزمن با ویروس های هپاتیت، الکلیسم و دیگر عوامل به سلول های کبدی است که می تواند به عوارض پیچیده تری مانند سیروزکبد، ناکارایی سلولهای کبدی، سرطان کبد و نهایتا مرگ بیانجامد. فعال شدن سلول های ستارهای کبد(hscs) نقش بسیار حیاتی در شکل گیری فیبرز کبد ایفا می کند. tgf-?1 به عنوان فاکتور اصلی تحریک کننده مسئول برای فعالسازی hscs محسوب می شود. مشخص شده است که micrornas (mirnas) می توانند باعث تنظیم تکثیر، تمایز و فعالسازی در سلول ها شوند. ولی در هرصورت نقش mirnas در فعاسازی و فیبروژنز hscs در اثر tgf-?1 تا حد زیادی ناشناخته باقی مانده است. پروتئین های ویروس هپاتیت سی(hcv) نقش مهمی را در بیماری های مزمن کبد نشان می دهد. اختلال در بیان ژن های سلولی و mirnas ناشی از پروتئین های hcv به دلیل تغییر در مسیرهای سیگنالینگ سلولی مانند tgf-?1- سیگنالینگ، تمایز و آپوپتوز با فیبروز کبد در ارتباط بوده است. در مطالعه حاضر، ما تاثیر smad4 shrna را بر روی فعالیت فیبروژنز hscs از طریق اندازه گیری سطح بیان ژن های فیبروتیک : timp1, col1a, ?-sma,tgf-?1 و پروفایل پنج mirnas انتخابی شامل : mir-335, mir-150, mir-194, mir-199a و mir-27a موثر در مهاجرت و فعالسازی hscs را بررسی نمودیم. علاوه براین اثر پروتئین hcv ns3 بر روی فعالیت فیبروژنز hscs و پروفایل mirnas انتخاب شده در این مطالعه نیز بررسی شد. نتایج ما نشان داد که smad4 shrna باعث کاهش بیان ژن smad4و ژن های فیبروتیک شده است p<0.001، همچنین باعث افزایش بیان mir-335, mir-150 و کاهش بیان mir-27a شده است. در این مطالعه مشاهده گردید، که پروتئین hcv ns3 دارای اثر فیبروتیک می باشد p<0.01، و باعث افزایش بیان mir-199a و کاهش بیان mir-335 و mir-194می شود.