نام پژوهشگر: مرضیه بابائیانپور
علیرضا بزرگ زاده مرضیه بابائیان پور
امروزه توسعه کاربردها و وسعت تأثیرات فناوری اطلاعات بر زنجیره ارزش سازمانها سبب شده است که این فناوری در اغلب سازمانهای امروزی ماهیتی استراتژیک یابد. پیشرفتهای سالهای اخیر در زمینه فناوری اطلاعات پیچیدگیهایی را در تعاملات وسیستمهای سازمانی بوجود آورده است ولذا مدیران سازمانها برای کاهش هزینه ریسک وهمچنین افزایش کارایی و سود در دنیای فناوری اطلاعات نیاز به برنامه ریزی و در نظر گرفتن اهداف دوراندیشانه و واقع بینانه دارند. دستیابی به این اهداف در سایه یک برنامه استراتژیک فناوری اطلاعات قابل تحقق است. بعبارت دیگر در سازمانها می بایستی یک استراتژی برای استفاده از فناوری اطلاعات وجود داشته باشد و پس از آن فکر و اندیشه جهت ترکیب و بکارگیری ابزار فناوری اطلاعات بکار گرفته شود و در نهایت به مرحله اجرایی و کاربردی فناوری اطلاعات برسد.معماری اطلاعات در واقع رهیافتی برای فراهم آوردن یک چارچوب سازمانی بمنظور فراهم کردن و همسوسازی کلیه فعالیتها و عناصر فناوری اطلاعات در درون یک سازمان است. در این تحقیق که در ستاد شرکت قند پانیذفام انجام شده است پس از بررسی مدلهای مختلف برنامه ریزی استراتژیک فناوری اطلاعات با انتخاب متدولوژی یکپارچه برنامه ریزی استراتژیک فناوری اطلاعات و با انجام گامهای آن نظیر مطالعه برنامه استراتژیک کسب و کار شرکت، تعیین نقاط قوت و ضعف شرکت و بررسی تهدیدها و فرصتهای موجود در حوزه فناوری اطلاعات، برنامه استراتژیک فناوری اطلاعات تدوین شده و در ادامه با بررسی چارچوبهای گوناگون معماری اطلاعات با انتخاب چارچوب زاکمن بعنوان الگو، معماری اطلاعات در ستاد شرکت بررسی گردیده است.
فرنوش خسرویان پیمان اخوان
در جهان دانش محور کنونی قابلیت های سازمانی بر اساس دانش و سرمایه فکری بوده است، لذا مدیران بایستی درک کنند که چه قابلیت هایی برای حفظ مزیت رقابتی شدن لازم است. لذا دارائی های دانشی و سرمایه فکری در حال تبدیل شدن به اهرم استراتراتژیک برای مدیریت کردن عملکرد کسب وکار و نوآوری مستمر سازمان ها می باشد. دانشگاه ها و موسسه های آموزش عالی به عنوان مهم ترین منبع، دربرگیرنده بخش عمده اطلاعات و دانش مورد نیاز برای پیشرفت و ترقی و توسعه یک جامعه، مرکز فعالیت های مرتبط با ایجاد و تولید، توزیع، انتقال و انتشار دانش محسوب می شوند. هدف از ارایه این تحقیق، بررسی تأثیر اشتراک دانش بر روی سرمایه فکری در مراکز دانشگاهی است. این تحقیق توسعه ای- کاربردی بوده و جامعه آماری این تحقیق را دانشجویان دانشگاه پیام نور شاهین شهر تشکیل می دهند که بر اساس روش نمونه گیری کوکران تعداد 352 دانشجو به عنوان نمونه انتخاب شدند. به منظور رسیدن به هدف تحقیق ابتدا پرسشنامه ای بر اساس مقیاس پنج درجه ای لیکرت طراحی شد، برای تعیین روایی صوری و محتوایی پرسشنامه از نظرهای متخصصان بهره گرفته شد و ضریب پایایی با استفاده از آلفای کرونباخ،883/0 اندازه گیری شد که پایایی پرسشنامه را تأیید کرد. داده ها با استفاده از نرم افزار spss تحلیل و به کمک نرم افزار eqs مدلسازی شد. نتایج حاصل از تحقیق نشان داد که اشتراک دانش همبستگی مثبت و معناداری با ابعاد سرمایه فکری شامل سرمایه انسانی، سرمایه ساختاری و ارتباطی دارد. در ادامه با توجه به اهمیت عوامل انگیزشی و امکانات یا زیرساخت در فرایند اشتراک دانش، معیارهای آن ها با استفاده از آزمون فریدمن رتبه بندی شدند، در این رتبه بندی در میان عوامل انگیزشی وجود جو دوستانه و صمیمی در دانشگاه پیام نوردر رتبه اول قرار گرفت و دریافت تشویق های مالی پایین ترین رتبه را به خود اختصاص داد و در میان عوامل زیر ساخت یا امکانات اشتراک دانش، فضاهای فیزیکی در اولویت بالاتری نسبت به فضاهای مجازی قرار گرفت. همچنین در میان ابعاد سرمایه فکری، سرمایه انسانی در اولویت اول قرار گرفت و سرمایه ارتباطی و سرمایه ساختاری در اولویت های بعدی قرار گرفتند. در پایان با استفاده از نرم افزارeqs مدلی ارایه گردید که در آن اغلب شاخص های برازش مدل، از برازش مناسب و در برخی به طور تقریبی برخوردار بود. همچنین جهت تحقیقات بعدی پیشنهاداتی مطرح گردید.
معصومه میرجعفری لشکاجانی پیمان اخوان
شناسایی عوامل موثر بر خلق دانش در سازمان، اولین گام در تدوین برنامه های گسترش دانش آفرینی و سازوکار خلق دانش است. کثرت روزافزون تحقیقات صورت گرفته در سال های اخیر در زمینه گروه های کاری، نشاندهنده اهمیت گروه کاری در عرصه تجارت های جهانی است و اهمیت آن ها، بیش از پیش در رابطه با دانش و مفاهیم آن مدنظر قرار گرفته است. از این منظر، محققان بسیاری در زمینه تاثیر گروه های کاری بر خلق دانش، تسهیم و مدیریت آن به مطالعه و تحقیق پرداخته اند. اما تاکنون در ارتباط با شناسایی عوامل موثر بر گروه های کاری و چگونگی تاثیر آن بر خلق دانش سازمانی تحقیقات کاملی صورت نگرفته است و به گونهای خلا تحقیقاتی دیده می شود. از این رو در این تحقیق، گروه های کاری به عنوان مهمترین ابزارهای خلق دانش در یک سازمان آموزشی مدنظر قرار گرفته اند.و در راستای گسترش و توسعه این مبحث، ابتدا به طور جامع و فراگیرانه عوامل موثر بر گروه های کاری را مشخص نموده و در نهایت 18 عامل به عنوان عوامل موثر بر گروه های کاری شناسایی شدند و در ادامه تحقیق، تاثیر گروه های کاری بر خلق دانش سازمانی بر مبنای مدل نوناکا و تاگوچی مورد بررسی قرار گرفته است. و در مطالعه ای موردی دانشجویان دانشگاه پیام نور تهران- شمال مورد تحقیق و بررسی قرار گرفته اند. یافته های این تحقیق بیانگر آن است که عوامل کلیدی موفقیت گروه های کاری که پس از بررسی جامع و فراگیرانه در شش گروه ساختاری، بهینه سازی تعاملات، زیرساخت مناسب، ابزارهای حمایتی، استراتژی و اهداف و حمایت سازمانی دسته بندی شدند، تاثیری فزاینده بر فرآیند خلق دانش در میان دانشجویان خواهد داشت.
مریم دولتشاه بابک تیمورپور
مراکز تماس بخش مهمی از فضای تجاری مدرن را تشکیل میدهند و نقش مهمی در جنبههای استراتژیک و عملیاتی سازمان دارند. مراکز تماس برای ایجاد یک کانال ارتباطی کارآمد و مقرون به صرفه بین سازمان و مشتریان ظهور و توسعه یافته اند. این مراکز اغلب بزرگترین و تنها کانال ارتباطی برای تعامل بین سازمان و مشتریان هستند. تحقیق حاضر با توجه به نیاز و شکافهای موجود در زمینه مدیریت کارکنان و در راستای برنامه ریزی و ارزیابی عملکرد عاملهای انسانی در مراکز تلفن شکل گرفته است. هدف، مدیریت منابع انسانی در مرکز تلفن به منظور مدیریت کارکنان، ایجاد روشهای مناسب و کارا برای ارزیابی و تحلیل عملکرد عاملهای انسانی، زمان مورد نیاز برای رسیدن عاملها به سطح خدمت مطلوب و چگونگی تخصیص تماسها در مراکز تماس است. در این تحقیق، عاملهای انسانی برای ارزیابی عملکردشان انتخاب شده و مشخصههایی مناسب برای طول مدت خدمت عاملها استخراج شده است. در مرحله اول، از روشهای آمار توصیفی (میانگین، انحراف معیار و چولگی) و هیستوگرام برای تعیین و نمایش مشخصهها استفاده شده است و تحلیل این مشخصهها با رویکرد تحلیل مولفههای اصلی انجام میشود. سپس برای ایجاد گروههای عامل همگن از خوشهبندی استفاده میشود. در مرحله دوم، زمان رسیدن عاملها به سطح خدمت مطلوب با ایجاد منحنی رشد سطح مهارت تعیین میگردد. عملکرد عاملهای انسانی با یکدیگر مقایسه میگردد. در مرحله سوم، پایش عملکرد عاملهای انسانی و تعیین حجمکاری براساس ارتباطات داخلی آنها با تحلیل شبکه های اجتماعی و ترسیم نمودارهای سری زمانی انجام میشود. سپس، تخصیص بهینهی تماسها به عاملها با برنامهریزی عدد صحیح انجام شده است. سرانجام، سه خوشه با عنوان های ماهر، نیمه ماهر و تازه کار پیدا شده و در تخصیص تماس ها به خوشه های عامل، کاهش متوسط زمان خدمت و متعادل کردن حجم کاری عامل ها برآورد شده است. در این تحقیق، دادههای نه عامل انسانی واحد پشتیبانی مرکز تماس مورد مطالعه ارزیابی میگردد. روشهای مختلف تحلیلی و گرافیکی برای ارزیابی عملکرد آنها بهکار گرفته شد و برای تخصیص تماسها از روشهای تحقیق در عملیات مبتنی بر ریاضی استفاده میشود. روشها و ابزار ارایه شده برای ارزیابی و تحلیل عملکرد عاملهای انسانی در صنایع خدماتی و تولیدی (همچون کارخانهها، بانک، بیمه و مواردی از این قبیل) قابل استفاده است. این ابزار کمک بزرگی برای محققین، مدیران و کارشناسها بوده و اطلاعات لازم را برای مدیریت کردن منابع انسانی فراهم میکنند.