نام پژوهشگر: جمیل جعفر
نرگس نظری هادی رضوان
تفسیر قرآن یکی از شاخه¬های مهم علوم قرآنی است که از همان سده¬های آغازین اسلام مورد توجه علمای مسلمان عرب و غیر عرب قرارگرفت. از جمله مفسران قرآن، عارفانی بودند که مسیر طریقت را طی کرده و به آن آشنا بودند. هر کدام از این عارفان به ذوق و مشرب خود اشارات و تعبیرات عرفانی را از آیات قرآن، بیان ¬داشتند. از جمله مهم¬ترین این تفاسیر عرفانی عبارتند از: تفسیر «لطایف¬الإشارات» از ابوالقاسم قشیری، تفسیر «روح البیان» از تألیف اسماعیل حقی بروسوی، و تفسیر «کشف¬الأسرار» از خواجه عبدالله¬ انصاری. در پژوهش حاضر، که هدف اصلی آن، پرداختن به جنبه عرفانی داستان حضرت موسی در سه تفسیر مذکور می¬باشد، سعی شده است: نخست، در مقدّمه ای، سه مفسر و تفاسیر و دیگر آثارشان و نیز مختصری از شیوه عرفانی آنها، به طور جامع، معرّفی شود؛ سپس، مختصری از شیوه پرداختن هر کدام از تفاسیر مذکور به آیات قرآن و به ویژه داستان حضرت موسی، سخن بیان گردد و آن گاه، بخش-های فراوان داستان آن حضرت از نظر عرفانی و از دیدگاه هر سه مفسر، شرح ¬داده ¬شود. به دنبال آن نیز مقایسه تفاسیر و برداشت نگارنده ارائه شده است. در این تفاسیر موسی هم¬چون سالکی به تصویر کشیده می¬شود که منازل، مقامات و احوال عرفانی را در خلال ماجراهای مختلف زندگی¬اش، پشت سر می¬گذارد تا به مرحله¬ای از عروج روحی می¬رسد که بین او و الله تعالی حجابی باقی نمی¬ماند. مفسر «لطایف الإشارات» بیشتر بر ملکات باطنی در سیر سلوک عرفانی تکیه کرده¬ است، در حالی ¬که مفسر «روح البیان» با نگاهی متفاوت، در بیشتر بخش-های داستان موسی(ع)؛ از موسی به موسای سرّ و از فرعون به فرعون نفس، یاد می¬کند و مفسر کشف الأسرار نیز با وجود اینکه حجم کمی از تفسیر خود را به تفسیر عرفانی آیات اختصاص داده، داستان موسی را در چهار سفر تعریف کرده است.