نام پژوهشگر: زهرا پورحسینی
زهرا پورحسینی فاطمه هنری مهر
اسطوره ی زبان جهانی هنر، به عنوان زبانی با نماد های مشترک میان همه ی فرهنگ ها، در برابر رویکرد تمایز سبک ها و ژانرهای هنری، که بر بومی بودن تجربه های آفرینش هنر تأکید دارد، از دیرباز در نظریه های هنر مطرح بوده است. هنر مدرن با ارائه ی فرم های ناب، آبستره و انتزاعی، ایده ی"زبان جهانی هنر" را مطرح کرد. در دهه های اخیر نیز با فراگیری عصر جهانی شدن، ادعای تحقق"هنر جهانی" مطرح شده است. با این حال همچون دیگر عرصه های فرهنگ این دغدغه وجود دارد که آیا هنر جهانی به عنوان شکل ها و فرم های ناب که وجه مشترک میان فرهنگ ها است در حال شکل گیری است یا در پس سلطه ی دنیای غرب، الگوهای آفرینش هنر غرب در حال جهانی کردن و مرجع قرار دادن خود هستند؟ نتیجه ی این جریان آیا حرکت به سوی هم شکلی در آفرینش هنری و حذف تنوع های هنری نخواهد بود؟ در ادامه، تلفیق هنر شرق و غرب بخش مهمی از آثار نقاشان ایرانی به ویژه آثار «مکتب سقاخانه» در دهه ی1340و 1350شمسی بود که موجی از همگرایی فرهنگی میان شرق و غرب و فراتر از مرزهای جغرافیای سیاسی فرهنگ ها شکل گرفت و زمینه ساز شکل گیری گفتمان هنر جهانی گردید که پس از دهه ی 1990 اعلام و ادعای موجودیت کرد. اکنون وجود اینترنت، ماهواره و دیگر رسانه های فراگیر، موجب یکسانی نسبی در خلق آثار از سوی هنرمندان و یکسانی دریافت آثار از سوی مخاطبان شده است؛ در واقع زبان جهانی هنر به واسطه ی تجربه های مشترک زیست در دهکده ی جهانی شکل گرفته که وجود هنر جهانی را ممکن ساخته است؛ در اینجا این پرسش مطرح می شود که نقش رسانه های جدید در شکل دادن به صورت های تازه از هنر جهانی چیست؟ در تحقیق حاضر تجربه ی جهانی شدن هنر ایران در چهار بخش مورد بررسی قرار گرفت. بررسی و آزمون فرضیات نشان داد، رسانه های جدید صورت های تازه ای از هنر جهانی را ایجاد کرده اند و عرصه ی تازه ای برای ارائه ی آثار هنرمندان ایرانی در سطح جهانی هستند. واژگان کلیدی: جهانی شدن، هنر جهانی، هنر رسانه ای، نقاشی ایران، هنر اینترنتی