نام پژوهشگر: دکنر پروین قاسمی
فاطمه سادات عباسی جهرمی دکنر امراله ابجدیان
جین آستن به عنوان فیلسوفی توانمند در روابط میان انسان ها، تصویری بدیع و حقیقی از زندگی و نیک بختی شخصی را به ارمغان می آورد که نتیجه ی طبیعی داستان های اوست. سه اثر او: غرور و تعصب، ترغیب، و ئما، نمایان گر امکان به وجود آمدن پیوندهایی آرمانی با عشق رومنتیک در بهبوهه ی تقابل با نیروهای کلاسیک و سنتی را نمایان می سازد. آستن، سه قهرمان بانوی خود، اِلیزابت بنِت، اَن اِلیوت و ئِما وودهاوس را در یک سفر کلاسیک با رویکردی رومنتیک به سوی کشف خویشتن و رشد فردی می فرستد، که در نهایت به پیوند رومنتیک میان ایشان و زوج هایی آرمانی و سازگار با ایشان می انجامد. در حالیکه قهرمان بانوان آستن در فرایندی پیچیده به سوی شناخت هر چه بیشتر و در پی دست آختن به شرایط مطلوب خود در حرکت می باشند، در میانه ی راه، ماهیت رومنتیک خویش را نیز کشف می کنند. آستن زوج هایی را که از نظر روانی و عاطفی رشد کرده اند و توانمندی شرکت در روابط رومنتیک و ایجاد هماهنگی در یک وصلت عالی را کسب کرده اند، گرد هم می آورد و نیک بختی حقیقی ایشان را تضمین می کند. همچنانکه اِلیزابت، اَن و ئِما با عشق رومنتیک نیرومند می شوند، با جستجوی عوامل سازگاری در ازدواج، حفظ شخصیت فردی و درس گرفتن از خطاهای خود، پرورش می یابند؛ تا در مسیر ضروری ایجاد تفاهم متقابل با قهرمانان رومنتیک حاضر، از جمله دارسی، وِنت وُرث و نایت لی گام نهاده و در نهایت به سرمنزل نیک بختی دست آزند. جین آستن می کوشد تا ازدواج هایی غیر سنتی اما واقعی برای قهرمان بانوان خود طراحی کند، در حالیکه تلاش می کند تا با نیک بختی در ازدواج که تنها از نمایش آرمانی پیوند هایی رومنتیک حاصل می شود، یک دگرگونی ظریف اما نافذی را در اجتماع بوجود آورد. آستن به کمک علاقه و عشق رومنتیک، روابط روحی شخصیت هایش را توانمند می سازد تا پیوندهایی آرمانی و منحصر به فرد تشکیل دهند که به اندازه ای قدرتمند می باشند که موانع کلاسیک و ساختار اجتماعی را درهم می کوبند و تحولی شگرف را پدید می آورند.