نام پژوهشگر: زینب خوشدل
زینب خوشدل پیمان هاشمی
چکیده بخش اول روش میکرواستخراج با سرنگ پر شده (meps) یک روش جدید آماده سازی نمونه است که با حجم های بسیار کوچک نمونه کار می کند. در این کار برای اولین بار از جاذب کربنی cmk-3 برای استخراج چند بیوفنول در سرم استفاده شد. پس از پر کردن یک سرنگ باریک با دو میلی گرم جاذب، به منظور نیمه اتوماتیک سازی روش، سرنگ مربوطه به یک موتور رفت و برگشتی قابل برنامه ریزی دست ساز متصل گردید. ابتدا جاذب پر شده توسط 100×3 میکرولیتر متانول و 100×3 میکرولیتر آب فعال سازی شد. در مرحله جذب، 200 میکرولیتر سرم 24 مرتبه به داخل سرنگ کشیده و خارج شد. در مرحله شستشو جاذب یک مرتبه توسط 100 میکرولیتر آب شسته شد و سپس در مرحله واجذب، بیوفنول ها توسط 80 میکرولیتر استونیتریل از روی جاذب شسته و به hplc تزریق گردید. به منظور حذف اثر حافظه و پاکسازی جاذب از 100×3 میکرولیتر استونیتریل استفاده شد و سرنگ برای نمونه گیری بعدی آماده شد. در این کار پارامترهایی مانند تعداد دفعات جذب و واجذب، حجم شویشو ph توسط نرم افزار minitab و روش تحلیل سطح پاسخ بررسی شد و پارامترهایی مانند نوع حلال شویش، حجم و نوع حلال شستشو و فعال سازی، نوع جاذب، اثر حافظه و سرعت حرکت پیستون سرنگ توسط روش یکی در زمان بهینه سازی گردید. در شرایط بهینه، استخراج بیوفنول ها rsd، 1/3?، 2/4? و 3/5? به ترتیب برای کافئیک اسید، تیرزول و اولئوروپئین(8=n ) بدست آمد. حد تشخیص این روش 7/0، 7/4و 25/0 میکرو مولار به ترتیب برای کافئیک اسید، تیرزول و اولئوروپئین (10=n) بود. از روشmeps بهینه شده برای استخراج و اندازه گیری چند بیوفنول در سرم انسان و موش های آزمایشگاهی که به دو روش گاواژ و تزریق صفاقی عصاره زیتون به آنها داده شده بود، استفاده شد و نتایج مطلوبی بدست آمد. بخش دوم orange iiیکی از رنگ های سمی آزو است که بطور گسترده در صنایع مختلف مانند موادغذایی استفاده می شود. این رنگها ساختارهای آروماتیکی پیچیده ای دارند که سبب پایداری آنها می شود، بنابراین به سختی از بین می روند و سبب به خطر افتادن سلامتی انسان و ابتلا به سرطان می شود. در این تحقیق یک روش جدید جداسازی با کوپل فرآیند dllme و نانوفیلتراسیون ارائه شد که میکرواستخراج مایع-مایع پخشی نانوفیلتراسیون (dllme-nf) نامیده شد و برای پیش تغلیظ و اندازه-گیری orange ii در نمونه های خوراکی بکار رفت. به منظور اجرای روش فیلتراسیون از یک وسیله ساده و قابل حمل برای جداسازی فیزیکی orange ii استفاده شد. این وسیله شامل دو کارتریج است که قسمت خروجی آنها توسط یک لوله سیلیکونی انعطاف پذیر وکوتاه، جهت برداشتن میکرو قطره استخراجی بهم متصل شده اند. در داخل و انتهای یکی از کارتریج ها، یک غشای نانوفیلتر آب دوست از جنس سلولز استات با ضخامت 75 میکرومتر، جهت جداسازی دو فاز و رفع نیاز به سانتریفیوژ تعبیه شده است. سه میلی لیتر محلول آبی orange ii در شرایط بهینه در کارتریج بالایی ریخته شد و سپس مخلوط اتانول (حلال پخش کننده) و هگزانول (حلال استخراجی)، به سرعت به داخل محلول تزریق شد. پس از این مرحله، محلول ابری حاصل از غشا عبور داده شده و میکرو قطره وارد لوله گردید و توسط یک میکروسرنگ براحتی برداشته شد. اندازه گیری ها در طول بهینه سازی به روش اسپکترومتری uv/vis و در طول موج nm484 انجام شدند. اما شناسایی و اندازه گیری نهایی آنالیت استخراجی در نمونه های خوراکی، با تزریق در ستون hplc انجام گردید. از روش یکی در زمان برای بهینه سازی متغیرهای ph، غلظت نمک، حجم حلال های استخراجی و پخش کننده استفاده شد. در شرایط بهینه ( 3/1ph =، غلظت یک درصد وزنی حجمی نمک، 140 میکرولیتر هگزانول و 600 میکرولیتر اتانول) بازدهی استخراج معادل با %54 ، rsd برابر %5/1 برای شش بار اندازه گیری تکراری بدست آمد. حد تشخیص روش ng.ml-197/0 محاسبه شد. سادگی عملکرد، سرعت بالا، عدم نیاز به مرحله سانتریفیوژ و کاهش قیمت و امکان استفاده از هر دو نوع حلال سبک تر و سنگین تر از آب با وارونه کردن وسیله از جمله مزایای این روش استخراجی می باشد.