نام پژوهشگر: ملکه سلیمانی
ملکه سلیمانی داود اسپرهم
جدالِ همواره ی خیر و شر در هستی و نبرد کیهانی نیک و بد، به هزارتوهای خودآگاه و ناخودآگاه مردمان هر سرزمینی راه یافته است. در گسترهی فرهنگ کهن ایران نیز این جدال، با نخستین جنگ کیومرث و اهریمن به جهان شاهنامه راه مییابد. اندیشه ی فردوسی در شاهنامه صلح جویانه است و او به هیچ روی، ستایش گر جنگ و ویرانی نیست. حکیم توس، فضیلت را در کشتار و غارت نمیبیند و با بینشی دادجویانه، در صورتی که ناگزیر از انتخاب گردد، با تقسیم جنگ به دوگونهی «جنگ داد» و «جنگ بیداد»، جانب جنگ داد را می گیرد. آنگاه که مردمانی، به دفاع از کیان و هستی خویش برمی خیزند. در سامانِ فکری فردوسی و جهان اندیشهی شاهنامه، جنگ و ستیز بی رسم و آیین نیست و دشمنی و دشمنایگی نیز تکیه بر دیوار سترگ آیین ها دارد. چون جنگاوری از دایرهی آیین دشمنایگی پای بیرون نهد فرجامی جز شومی و بداختری و مرگ و تباهی در انتظار او نیست و در این کرداری نابخردانه به هیچ روی همراهی و تایید دانای توس را با خود نخواهد داشت.