نام پژوهشگر: محبوبه بانژاد
محبوبه بانژاد علیرضا سرمدی
سندروم درد پتلوفمورال به عنوان اختلال شایع زانو با اتیولوژی چند فاکتوری و مرتبط با راستای غیر طبیعی حرکت پتلا استکه به صورت درد قدام زانو و یا درد زیر پتلا خود را نشان می دهد . جابجایی مکانیکی پتلا در اثر عواملی از جمله ضعف وستوس مدیالیس ابلیک، چرخش تیبیاکوتاهی ایلیوتیبیال باند ، دیسفانکشن پتلوفمورال وافزایش زاویه q ، اختلالات اندام تحتانی مانند coxavalga , coxavarum, ante version و pronation پا ایجاد میشود{ناصری, ???? #43}. در این تحقیق به مواردی می پردازیم که مربوط به اختلالات بافت نرم اطراف پتلا است (ضعف وستوس مدیالیس ابلیک، کوتاهی ایلیوتیبیال باند) و تحت نام کلی سندروم درد پتلوفمورال خوانده می شود. روش درمان در این عارضه ، استفاده از داروهای ضد التهابی، کشش عناصر کوتاه شده ، تقویت وستوس مدیالس ابلیک ضعیف و نیز استفاده از روش متحرک کردن مفاصل شامل گلاید و تیلت داخلی پتلا می باشد.اطردر سال ???? علاوه بر درمانهای رایج، روش تیپینگ توسط mcconnell معرفی شد که نه تنها باعث کشیده شدن عناصر کوتاه شده خارج زانومی گردد ، بلکه افزایش حس عمقی، اصلاح موقعیت غیر طبیعی پتلا و تسهیل فعالیت وستوس مدیالیس ابلیک را به دنبال دارد اثرات مفید بسیاری از تیپینگ گزارش شده است؛ هرچند مکانیسم تاثیر گذاری آن به روشنی مشخص نشده است، اما می تواند به عنوان روش درمانی ، مستقلا یا در کنار تمرینات فیزیوتراپی ، بکار رود. ، این روش در کنار مزایایی که به آن اشاره شد، معایبی دارد که سبب شد در کلینیکها کمتر از آن استفاده شود، از جمله این محدودیتها، میتوان به الاستیسیته پایین آن ، لزوم کاربرد pre wrap زیر تیپ اصلی و محدود کردن حرکت دامنه و عضلات اطراف مفصل اشاره نمود. به دلایل گفته شده ؛ کینزیو تیپ که در سال ???? توسط kenzo kase ابداع شد ، بطور گسترده ای مورد استفاده قرار گرفت. به دلیل اینکه این تیپ ، در مقایسه باتیپ های قدیمی نازک وکاملا الاستیک است و تا ????-???? طول اولیه اش ازدیاد طول می یابد ومقاومت مکانیکی زیادی در برابر حرکت ایجاد نمی کند ، استفاده از آن بسیار راحت است. بعلاوه این تیپ ، اجازه درجات کامل حرکت برای عضلات و مفاصل پیرامون را ،با اعمال نیروهای فشاری مختلف به پوست ، فراهم میکند. تعدادی از محققین نیز از کینزیو تیپ برای مطالعه اثر تیپینگ روی پتلا بهره بردند ، لازم است بتوانیم در چند مورد زیر شواهد درستی بدست آوریم ؛ اول اینکه آیا استفاده از کینزیو تیپ که امروزه غالبا از آن استفاده می شود ، می تواند باعث جابجایی پتلا شود یا خیر . از آنجا که در مقالات قبلی ازتیپ های قدیمی استفاده شده و آن تیپ ها از نظر جنس و خاصیت انعطاف پذیری ، با کینزیو تیپ تفاوت بارزی دارند ، لذا نمی توان یافته های آنها را به کاربرد کینزیو تیپ تعمیم داد ، پس باید توان کینزیو تیپ را مستقلا در این زمینه سنجید . از طرف دیگر ، قابلیت باقی ماندن طولانی مدت کینزیو تیپ بر بدن ، این امکان را محقق می سازد که اصلاح ناشی ازتیپ را برای مدت طولانی بر بدن اعمال کنیم، لذا بعید نیست استفاده طولانی مدت تیپ اثرات متفاوتی از استفاده کوتاه مدت آن داشته باشد و این از مواردی است که شواهد علمی کمی در مورد آن وجود دارد. علاوه بر این ، این مطالعه در نظر دارد توانایی تیپ را براصلاح وضعیت پتلا در حضور انقباضات عضلانی بررسی کند ، زیرا در حالتهای کارکردی بدن ، همواره عدم توازن قدرت عضلانی است که باعث پوزیشن بد پتلا شده و عامل بروز درد می شود. لذا بدست آوردن شواهدی از توان تیپینگ در اثر گذاری بر وضعیت پتلا می تواند دید علمی بهتری از مکانیسم اثرگذاری این روش درمانی بدست دهد. در نهایت ، مقایسه تغییرات وضعیت پتلا ناشی از تیپینگ و اثر یک دوره تمرین درمانی بر نحوه تغییر محل پتلا ، میتواند راهنمایی مناسب برای تدارک روشهای بهتر تیپینگ باشد ، تا بواسطه آن بتوان اثر گذاری تیپینگ را بااثر گذاری تمرینهای رایج فیزیوتراپی همسو کرده و به بهترین شکل به هم افزایی اثر درمانی این دو روش دست یافت. بنابراین، در تحقیق حاضر ، در مورد روش ارزیابی حرکت پتلا دیده شده که برای آنالیز موقعیت قرار گیری پتلا به صورت غیر تهاجمی، در دو حالت انقباض و ریلکس عضله، mri روش مناسبی می باشد ؛ زیرا محدودیت استفاده از رادیوگرافی در وضعیتهای مختلف پتلا و نیز عدم رویت بافت استخوانی را در کنار بافتهای مجاور ندارد و مهمتر از آن ، کمترین خطر را برای بافتهای بدن دارد و می توان از آن در زوایای متعدد استفاده کرد، بعلاوه از این روش برای تایید یافته های کلینیکی میتوان بهره برد ، لذا سعی شده است که از این روش برای مطالعه اثر تیپینگ و تمرینات فیزیوتراپی بر نحوه قرار گیری پتلا استفاده شود .