نام پژوهشگر: مهدی خلفخانی
اعظم زارعین مهدی خلفخانی
مشارکت سیاسی یکی از مصادیق حضور مردم در تعیین سرنوشت خود است و منظور از آن درگیر شدن فرد در نظام سیاسی از پایین ترین سطح تا داشتن مقام رسمی سیاسی است. اما یکی از سطوح و عرصه های مهم مشارکت سیاسی, شرکت افراد یک جامعه در انتخابات است. انتخابات یکی از مهمترین جلوه های زندگی سیاسی انسان معاصر را تشکیل می دهد و در میان انواع مشارکت سیاسی جایگاه ارزشمندی دارد و پژوهشگران در آثار خود اهمیت زیادی برای این نوع مشارکت قائل شده اند. اصولاً شرکت افراد در انتخابات تحت تأثیر متغیرهای متعدد است , یکی از این متغیرها, رضایت اجتماعی است.رضایت اجتماعی بازتاب ارزیابی مثبت و منفی شخص از شرایط فردی و اجتماعی است که تا حدودی به وسیله نظام سیاسی تحقق می یابد. با توجه به این مسأله, این پایان نامه با استفاده از رویکرد جامعه شناختی به بررسی رابطه رضایت اجتماعی و مشارکت سیاسی(شرکت در انتخابات) پرداخته است. هدف کلی این پژوهش شناخت رابطه رضایت اجتماعی و مشارکت سیاسی (شرکت در انتخابات) در بین دانشجویان دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران می باشد. حجم نمونه این تحقیق 185 نفر بوده که با روش نمونه گیری طبقه بندی تصادفی گردآوری شده است. ابزارگردآوری داده ها پرسشنامه می باشد. چارچوب نظری این تحقیق براساس تئوری مبادله و تئوری گزینش عقلائی بدست آمده و سپس براساس این تئوریها مدل هایی نطری پایان نامه تدوین شده است. از لحاظ روش شناسی بایستی توضیح داد که داده های این پایان نامه از طریق روش پیمایشی جمع آوری و با استفاده از آمارهای توصیفی وتحلیلی بررسی شدند. در این راستا برای آزمون فرضیات تحقیق از آزمون همبستگی پیرسون، آزمون t تک نمونه ای و کای اسکویر استفاده شده است. ضمنا با توجه به اینکه در تحقیق حاضر دو گروه از افرادی که در انتخابات مشارکت داشته و افرادی که در انتخابات مشارکت نداشته اند مورد پرسش قرار گرفته , تحلیل داده ها نیز بصورت مجزا برای هریک از دو گروه انجام شده است. نتایج پیمایشی انجام شده نشان داده است که بین رضایت اجتماعی دانشجویان و شرکت آنان در انتخابات رابطه معناداروجود دارد. بنابراین می توان گفت دانشجویانی که در انتخابات شرکت داشته اند اند هرچه رضایت اجتماعی آنان بیشتر جلب شده بیشتر تمایل به مشارکت در انتخابات دارند.از طرف دیگر دانشجویانی که در انتخابات شرکت نداشته اند، اعلام داشته اند مشارکت در تمایل به انتخابات زمانی است که مشارکت رضایت اجتماعی آنها را بیشتر جلب نماید
رزا اباذریان مهدی خلفخانی
هدف از انجام این تحقیق بررسی رابطه بین سرمایه فرهنگی و مدیریت بدن در بین زنان 18 تا 60 سال ساکن شهر ساری بود که با استفاده از روش توصیفی-تحلیلی انجام گرفت. جامعه¬ی آماری زنان ساکن در خانوارهای معمولی شهر ساری بود که حجم نمونه با توجه به جدول مورگان، 300 نفر به دست آمد. روش نمونه¬گیری به صورت خوشه¬ای بود. پس از اجرای ابزار پژوهش و تجزیه و تحلیل داده¬ها با آزمون¬های تحلیل همبستگی و ضرایب مبتنی بر خی دو، تحلیل همبستگی پیرسن و رگرسیون چند متغیره با روش اینتر، نتایج نشان داد بین سرمایه فرهنگی و مدیریت بدن در زنان 18 تا 60 سال شهر ساری ارتباط مثبت و معنادار وجود دارد. هم¬چنین بین پذیرش اجتماعی، سبک زندگی، دریافت پاداش، تمایزات اجتماعی و مرزبندی گروه¬ها با مدیریت بدن ارتباط مثبت و معنادار وجود دارد. این متغیرها می توانند 46 درصد از تغییرات متغیر مدیریت بدن را تبیین و پیش¬بینی کنند. در این میان تاثیر سرمایه فرهنگی، سبک زندگی و تمایزات اجتماعی بیشتر است. بین انتظارات اجتماعی و مدیریت بدن رابطه معناداری وجود نداشت.