نام پژوهشگر: زهره اویسی کیخا

تحلیل پارامترهای زیست اقلیمی شهر زابل به منظور طراحی معماری همساز با آن
پایان نامه وزارت علوم، تحقیقات و فناوری - دانشگاه سیستان و بلوچستان - دانشکده جغرافیا 1392
  غلامعلی سالارزهی   تقی طاووسی

درطراحی ساختمان انطباق هرچه بیشتر ساختمانها باشرایط اقلیمی حداکثر آسایش را بدنبال خواهد داشت ودر صرفه جویی مصرف انرژِ ی برای ایجاد سرمایش وگرمایش داخل ساختمان بسیارمهم است . برای دست یافتن به نکات کلیدی درمعماری ، شناسایی ویژگیهای دمای هوا ، رطوبت ، باد ، تابش وغیره وتحلیل آنها لازم وضروری بوده تا به معمار کمک کند به اهداف همه جانبه درزمینه ساختن مسکن گام بردارد . هدف ازاین پژوهش دست یافتن به معماری وطراحی همساز با اقلیم شهرستان زابل است که بتواند ازانرژی تجدیدپذیر خورشید وباد نهایت استفاده را برای آسایش ساکنین فراهم آورد . پژوهش حاضرازنوع تحلیلی ومیدانی است که بخش عمده اطلاعات آن ازطریق مطالعات کتابخانه ای گردآوری شده واطلاعات اقلیمی مورنیاز پژوهش ، از دادهای مربوط به سال (1388-1362) ایستگاه سنیوتیک زابل استخراج گردیده ، ابتدا با مدل ترجونگ ضریب آسایش روزانه شهرستان زابل برای دوازده ماه سال محاسبه و مشخص گردید که از فروردین ماه تا آبان ماه این منطقه دارای شرایط گرم وداغ می باشد وسه ماه آذر، دی ، بهمن شرایط بسیار خنک برمنطقه حاکم است . با توجه به گلباد ماهانه و فصلی وسالانه شهرستان زابل مشخص گردید که باد غالب منطقه شمال غرب وباد نائب غالب شمالی می باشد وقسمت اعظم سال پدیده گردوغبار بر منطقه حاکم است . هم چنین با نرم افزار ریمن ، نمودار مسیر حرکت خورشید در 15هرماه محاسبه وبا بدست آوردن زاویه ساعتی خورشید ، آزیموت تابش مستقیم خورشید بدست آمد که از آن جهت محاسبه عمق سایبان استفاده شد ودرنهایت با بدست آوردن میزان انرژی رسیده به جهات مختلف ساختمان در انقلابین و اعتدالین به این نتیجه دست یافتیم که در طراحی ومعماری مسکن شهرستان زابل جهت آسایش ساکنین مناسب ترین جهت استقرار ساختمان ها جهت جنوب و یا 15 درجه ی جنوب شرقی است. واز احداث پنچره در سایر نماهای ساختمان بجز نمای جنوبی حتی المقدور باید جلوگیری نماییم ودرنمای جنوبی باید از سایبانهای افقی متناسب با طول پنچره که محاسبه گردیده است استفاده شود ، ابعاد پنچره ها متناسب با سطوح فضا باید انتخاب شود واز احداث ساختمانهای بلندمرتبه تکی که باعث تجدید گردبادها می شود باید خودداری شود . بیشتر مساکن سنتی درجهت شمالی –جنوبی طراحی و ازبادگیر و دریچه هایی برای تعبیه هوا استفاده شده بود که هیچگاه مزاحمت ایجادنکند ، این امر لازم است در معماری جدید مدنظر باشد .

برهمکنش عوامل اقلیمی و اجتماعی در شکل گیری فضاهای باز و بسته سکونتگاههای بومی روستایی ایران (مطالعه موردی: سیستان)
پایان نامه وزارت علوم، تحقیقات و فناوری - دانشگاه تربیت مدرس - دانشکده هنر و معماری 1392
  زهره اویسی کیخا   مجتبی انصاری

شکل گیری مسکن، متاٌثر از ویژگی های محیط انسانی و محیط طبیعی می باشد و تعامل و تفاوت بین این ویژگی ها ،گونه های مختلف مسکن را پدید آورده است ، به بیانی دیگر گونه های مسکن بیانگر تداخل عوامل پیچیده ، پرشمار ، کنش و واکنش های متقابل آن هاست . ترکیب بندی فضای باز و بسته در سکونتگاههای بومی از نظام خاصی تبعیت می کند و تلفیق این دو فضا حاکی از سازماندهی آگاهانه و هوشمندانه آن بوده است. شکل این فضاها به همان اندازه که متاٌثر از عوامل طبیعی است از ساختارهای ذهنی و اجتماعی بشر نیز تاٌثیر پذیرفته است و در جهت پاسخ گویی به عوامل مختلف اقلیمی ، اجتماعی و فرهنگی نقش مکمل را ایفا می نماید. بنابراین، ترکیب فضای باز و بسته را از نظر عوامل شکل دهنده نمی توان به یک عامل نسبت داد و یا به طور مجزا بررسی نمود، زیرا کُنش هایی که مابین عوامل متعدد در شکل گیری فضای باز و بسته رخ می دهد در اثر پیچیدگی هایی است که در رابطه با تعامل و تقابل میان آنها وجود دارد . این ترکیب به بسیاری از نیازهای ساکنین اعم از مادی و معنوی مانند تفکیک محدوده خصوصی و عمومی ، محرمیت ، امنیت، آسایش اقلیمی، روابط اجتماعی و همسایگی و ... به طور همزمان پاسخ می دهد و همچنین با توجه به موقعیت مکانی و زمانی و عملکردی بنا، تاًثیر یک عامل به عامل دیگر بارزتر و یا کم رنگ تر می باشد. این رساله با استفاده از دو روش تحقیق، توصیفی و تحلیلی و منتج از بررسی 50 نمونه از مسکن بومی روستایی سیستان با استفاده از برداشت های میدانی ، مصاحبه و گفتگو با ساکنین ده روستا و مطالعه اسناد و گزارش های پژوهشی و انجام آزمایش های اقلیمی تدوین شده است. نتایج رساله نشان می دهد که سیستان در شرق ایران با بیش از 900 روستا و سابقه سکونت دائم پنج هزار ساله از شهر سوخته تاکنون، دارای شرایط اقلیمی خاصی بوده و ساختار معیشتی و اجتماعی حاکم بر آن و تعامل و تقابل عوامل اقلیمی و اجتماعی ، باعث شده است که گونه های منحصر به فردی در همه اجزاء کالبد به خصوص در فضای باز و بسته در سکونتگاههای روستایی سیستان شکل بگیرد . سه گونه اصلی، حیاط مرکزی ، بنا خطی و بنا مرکزی در سیستان وجود دارد که هر کدام از این نوع گونه ها از نظر قرارگیری اجزاء کالبدی فضای باز و بسته در سطح و ارتفاع به الگوهای متنوعی تقسیم شده اند . تاًثیر عوامل اجتماعی در شکل گیری گونه بنا مرکزی (کوشک خانه) و تاٌثیر عوامل اقلیمی و اجتماعی در شکل گیری حیاط مرکزی و بنا خطی نقش اساسی داشته است . نتایج نشان می دهد که کنش های فیمابین عوامل اقلیمی و اجتماعی در سیستان در شکل گیری گونه حیاط مرکزی همسو و برهم منطبق بوده است ( حیاط مرکزی و درونگرایی) و این کنش ها در شکل گیری گونه بنا مرکزی غیر همسو بوده است و اثر عوامل اجتماعی نسبت به عوامل اقلیمی در شکل گیری آن پر رنگ تر بوده و تاًثیر این عوامل به صورت متوالی ظاهر شده است .(گونه بنا مرکزی و فرم برونگرا) . در برخی دیگر از گونه ها اثر عوامل اقلیمی و اجتماعی در فرآیندی تعاملی در کالبد فضای باز و بسته به صورت ترکیبی دیده و میزان اثر آنها تعدیل یافته است. ( الگوی حیاط مرکزی با حیاط در ارتفاع و فرم نیمه درونگرا).