نام پژوهشگر: سیاوش ساعی دهکردی
سمیرا ملانوری سیاوش ساعی دهکردی
این پژوهش با هدف تعیین میزان سرب، کادمیوم و جیوه در پنیرهای سنتی و صنعتی نشات گرفته از مناطق مختلف جغرافیایی ایران و هم چنین برای ارزیابی اثر روش های مختلف هضم انجام گرفت. میزان فلزات با استفاده از دستگاه icp-oes تعیین شد. هم چنین سه نوع روش هضم شامل هضم توسط سیستم مایکروویو، هضم خشک و هضم مرطوب برای هضم نمونه ها به کار گرفته شد. در مورد جیوه چهار روش برای هضم نمونه ها در سیتم هضم مایکروویو استفاده شد. حد تشخیص جیوه با افزودن غلظت های مختلف محلول کلرید قلع بهبود یافت. بهترین درصدهای بازیافت برای آنالیز فلزات به وسیله هضم توسط مایکروویو به دست آمد و در اکثر نمونه ها بین نتایج حاصل از روش های مختلف هضم اختلاف معنی دار بود (05/0p <). با توجه به در صدهای بازیافت، بهترین مخلوط هضمی برای فلز جیوه hno3 + hcl +h2o2 تعیین شد که درصد بازیافت در این مخلوط هضمی برابر با 6/98% بود که بعد از گذشت زمان نگهداری 10 دقیقه در سیستم هضم مایکروویو حاصل شد. در غلظت 10% محلول کلرید قلع حد تشخیص جیوه از 6/2 میگروگرم در لیتر به 12/0 میکروگرم در لیتر کاهش یافت. در میان پنیرهای سنتی بالاترین میزان سرب، کادمیوم و جیوه به ترتیب به پنیر کوزه ( 32/0± 91/1 میکروگرم به ازای گرم)، موتال ( 12/0± 53/0 میکروگرم به ازای گرم) و سیاه مزگی (009/0± 36/0 میکروگرم به ازای گرم) تعلق داشت. هم چنین در پنیرهای صنعتی بالاترین میزان سرب، کادمیوم و جیوه به ترتیب به آذربایجان شرقی (13/0± 71/0 میکروگرم به ازای گرم)، آذربایجان غربی (14/0± 55/0 میکروگرم به ازای گرم) و آذربایجان شرقی (009/0± 45/0 میکروگرم به ازای گرم) تعلق داشت. مقایسه بین پنیر سنتی و صنعتی نشان می دهد که در غلظت سرب، جیوه و کادمیوم اختلاف معنی داری وجود دارد (05/0p <). در نتیجه شرایط جغرافیایی، روش هضم و شیوه های پردازش مانند رسیدن و غیره می تواند در غلظت این فلزات در انواع مختلف پنیر تاثیر گذار باشد.
بدری صادقی عزیزاله فلاح مهرجردی
این مطالعه با هدف بررسی رخداد باقیمانده مالاشیت گرین در ماهی قزلآلای رنگین کمان پرورشی استان همدان انجام گرفت. رخداد باقیمانده مالاشیت گرین در نمونههای اخذ شده از 94 مزعه پرورش ماهی قزلآلای رنگینکمان با استفاده از آزمون الایزا (elisa) تعیین شد. روش آزمون با توجه به معیارهای اتحادیه اروپا اعتبارسازی شد. میزان بازیافت روش در نمونههای تلقیح شده برای مالاشیت گرین و لوکومالاشیت گرین به ترتیب بالاتر از 85 درصد و کمتر از 17 درصد بود و انحراف معیار نسبی در هر دو مورد کمتر از 15 درصد بود. میزان قابلیت جستجو (detection capability; ccβ) برای مالاشیت گرین کمتر از 0/5 میکروگرم بر کیلوگرم تعیین شد که پایینتر از حد 2 میکروگرم بر کیلوگرم بود که به عنوان mrpl توسط اتحادیه اروپا برای مالاشیت گرین تعیین شده است. با تفاسیر صورت گرفته این روش برای سنجش باقیمانده مالاشیت گرین در نمونههای عضله ماهی قزلآلا روش مناسبی میباشد ولی برای سنجش لوکومالاشیت گرین اعتبار ندارد. با توجه به حد تشخیص روش کار، 45/71، 52/17، 52/63 و 47/05 درصد از نمونههای ماهی قزلآلای جمعآوری شده از استخرهای پرورش ماهی نهاوند، همدان، رزن و کبودرآهنگ حاوی باقیمانده مالاشیت گرین بودند. غلظت باقیمانده مالاشیت گرین در نمونههای مثبت در محدوده، 0/459 تا 11/985 میکروگرم بر کیلوگرم بود. با توجه به غیر مجاز بودن مصرف مالاشیت گرین در پرورش آبزیان، حضور مالاشیت گرین در نمونههای ماهی میتواند یک خطر بالقوه برای سلامت عمومی جامعه انسانی باشد.
سیاوش ساعی دهکردی مهدی رضوی روحانی
چکیده ندارد.