نام پژوهشگر: عبدالقیوم شکاری
عبدالقیوم شکاری امیرمحمد حاجی یوسفی
آنچه که در خصوص این پژوهش بطور مجمل و بسیار خلاصه می توان گفت ، این است که اصلی ترین محور بحث ، در اینجا بررسی دلایل ناکارآمدی تئوری دولت رانتیر، در توجیه و تشریح پدیده انقلاب اسلامی، می باشد. براساس دیدگاه این تئوری، یک دولت رانیترو، نباید با مساله ای تحت عنوان چالش اجتماعی با دولت و انقالب روبرو گردد. این تئوری در توجیه این فرضیه، دلایلی را هم ذکر می کند، که مهم ترین آنها عبارتند: 1 - استقلال دولت رانتیر و عدم این دولت به منابع داخلی، که باعث از بین رفتن زمینه هر گونه، تقاضای سیاسی از طرف مردم براساس اصل (no represntation without taxation)می گردد. 2 - دولت رانتیر، به علت برخوداری دولت از درآمدهای ثابت ک این دولت را به عمده ترین سرمایه دار و سرمایه گذار در جامعه تبدیل می کند، گروههای اجتماعی نیم توانند، بصورت مستقل از دولت به فعالیت پرداخته، دولت را در زمینه های گوناگمن به چالش بگیرند. وقوع انقلاب اسلامی ایران، اعتبار تئوری دولت ارنتیر را زیر سوال برده است و این فرضیه را که یک دولت رانتیر معمولا با چالش اجتماعی روبرو نخواهد شد، را نقض کرده است . در توجیه این پدیده، سعی ما در این پژوهش بر این است که دلایل ناکارآمدی این تئوری، در توجیه پدیده انقلاب اسلامی را درچارچوب دو فرضیه فوق مرورد بررسی قرار بدهیم. در این پژوهش علل وقوع انقلاب اسلامی ایران را در چارچوب دو فرضیه اول این است که در ایران، استقلال دولت رانتیر، نه تنها باعث مصونیت این دولت از انقلاب نگردید، بلکه به علت ایجاد فاصله زیاد فرهنگی بین دولت و جامعه و عدم تناسب سیاستهای رژیم پهلوی با ارزشها و باورهای جامعه ایران، باعث تسریع وقوع انقلاب گردید. براساس فرضیه دوم، برخلاف فرضیات تئوری دولت رانتیر در یک دولت رانتیر هم علی رغم برخوداری دولت از منابع عظیم مالی، گروههای مستقل از دولت بازار و روحانیت در ایران، می توانند ظاهر شوند که دولت رانتیر را در زمینه های گوناگون به چالش بگیرند. بنابراین تئوریسین های دولت رانتری، باید یک تجدید نظر کلی در برخی از فرضیات این تئوری انجام بدهند.