نام پژوهشگر: مصطفی کریمی احمدآباد
محمد نجیم چشمیدری خسرو حسینی
پدیده خشکسالی در سال های اخیر به عنوان یکی از بلایایی محیطی موثر در زندگی انسان و دیگر جانداران، که فراوانی آن به ویژه در مناطق خشک و نیمه خشک کشور بسیار زیاد می باشد، خود را نمایان ساخته است. کاهش بارندگی و نزولات جوی و به تبع آن وقوع خشکسالی های پی در پی اثرات متفاوتی را بر روی آب های زیرزمینی، رطوبت خاک و جریانات سطحی بر جا می گذارد. مطالعه خشکسالی و پهنه بندی آن، استخراج و تحلیل هیدروگراف آبخوان ها و بررسی منحنی های بارش از نیازهای اساسی برنامه ریزی های مدیریتی منابع آب محسوب می شود. موقعیت حوضه دشت سمنان و قرار گرفتن آن در فلات مرکزی ایران و به تبع مقدار بارندگی اندک آن، اثرات مضاعفی را بر تشدید خشکی و وقوع خشکسالی در این منطقه دارد. نظر به آن که در این حوضه منابع آب سطحی محدود است و بیشتر نیازهای آبی ساکنین از منابع آب زیرزمینی تامین می شود. در این پژوهش ضمن بررسی وضعیت خشکسالی و پهنه بندی نتایج آن در حوزه آبریز در دوره آماری مورد مطالعه، ارتباط آن و سطح آب زیرزمینی با ترسیم نقشه های مربوطه و هیدروگراف واحد آبخوان، مورد تحلیل فضایی و زمانی قرار گرفت. نتایج نشان داد در بیشتر قسمت های آبخوان افت سطح ایستابی مشاهده می شود که در این میان قسمت های جنوب، جنوب شرق، شمال غرب و غرب آبخوان وضعیت بحرانی تر و قسمت های شمالی، شمال شرق به طرف مرکز، شرایط مساعدتری دارند. از لحاظ زمانی، تاثیر خشکسالی در آب های زیرزمینی با دو الی سه ماه تاخیر بروز کرده است.
امیرحسین هاتفی اردکانی سعید خداییان
بخش وسیعی از کشور پهناور ایران را بیابانها و کویرهایی تشکیل می دهند که به دلیل تجمع رسوبات تبخیری در آنها، به عنوان یکی از مهمترین محیطهای شور به حساب می آیند. رسوبات تبخیری عمدتا رسوبات شیمیایی هستند که پس از تغلیظ نمکهای محلول در آب (در اثر تبخیر) رسوب کرده اند. کانیهای تبخیری اصلی شامل سنگ گچ یا ژیپس و نمک طعام یا هالیت می باشند. تحقیق حاضر با هدف شناسایی و تفکیک رسوبات تبخیری گچ، نمک و سولفات سدیم، در مساحتی حدود 000/8 هکتار از اراضی، واقع در محدوده 35 کیلومتری جنوب شرقی شهرستان سمنان به انجام و بدین منظور دادههای ماهواره ای سنجنده aster مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. پردازش های مختلفی نظیر روشهای بسط تصاویر، ایجاد تصاویر رنگی کاذب (fcc)، نسبتگیری طیفی، تولید شاخص های شوری، تجزیه مولفه های اصلی و طبقه بندیهای نظارت شده، بر روی دادههای ماهواره ای انجام گرفت. 82 نمونه خاک از منطقه بصورت نمونه برداری تصادفی منظم تهیه و مورد تجزیه و تحلیل آزمایشگاهی قرار گرفتند و میزان گچ، نمک و سولفات سدیم آنها تعیین گردید. روابط همبستگی و رگرسیونی میان دادههای زمین و ماهواره ای مورد بررسی قرار گرفتند. نتایج اولیه نشان داد که بین باندهای 4 و 9 با رسوبات نمک و همچنین بین باندهای 2 و 3 با رسوبات گچ ارتباط معنی دار در سطح کمتر از 95 % وجود دارد، بنابراین میتوان از این باندها جهت شناسایی این رسوبات استفاده نمود. با استفاده از روش نسبتگیری طیفی، شاخص (b3- b4) / (b3 + b4) برای تفکیک رسوبات گچی و همچنین شاخص (b5 / b4) - b1 برای تفکیک و شناسایی رسوبات نمک مناسب بنظر رسیدند. با استفاده از تصویر pca10 2 1، سازند omq منطقه براحتی شناسایی گردید. در نهایت با استفاده از طبقه بندی نظارت شده به روش حداکثر احتمال، نقشه رسوبات گچ، نمک و سولفات منطقه به ترتیب با دقت کلی 14/77 %، 00/88 % و 13/82 % با ضریب کاپای به ترتیب 0/66، 0/72 و 0/69 تهیه گردیدند.