نام پژوهشگر: سیدعلی محمد موسوی

مطالعه تأثیر ارزشیابی کیفی- توصیفی بر مهارت خواندن و نوشتن دانش آموزان سال سوم دوره ابتدایی نسبت به روش های کمی در مدارس شهرستان گرمسار
پایان نامه وزارت علوم، تحقیقات و فناوری - دانشگاه پیام نور - دانشگاه پیام نور استان تهران - دانشکده علوم انسانی 1389
  ناصر عرب عامری   سیدعلی محمد موسوی

چکیده در طول تاریخ بشر، همواره دانش و مهارت به شکل پیچیده ای کسب شده و سپس به نسل بعدی منتقل شده است. انتقال تجربیات از طریق تربیت امکان پذیر بوده است. شیوه های تربیت نسبت به نوع جامعه و میزان دانش تفاوت داشته است.آموزش و پرورش چه به شکل ابتدایی و چه به صورت امروزی که از دست آوردهای علمی و پژوهشی استفاده می شود مهمترین نقش را در انتقال تجربیات و دانش داشته است. چون این امر مهم بر عهده آموزش و پرورش قرار گرفته است، این ارگان نیاز به تحول برنامه و روش های خاص دارد. در این راستا سیستم های آموزش، ارزشیابی، محتوی کتاب ها، روش های تدریس و غیره در طول زمان تغییرات عمده ای داشته است. در گذشته دانش آموزان با یادگیری نیمی از دروس خود یعنی با نمره 10 قبول می شدند. ارزشیابی، با اضطراب، استرس، رقابت، رابطه داشت و همچنین این ارزشیابی کمک زیادی به یادگیری نمی کرد. تغییر در ارزشیابی که به شکل ارزشیابی توصیفی می باشد و در این پژوهش بر محور آن فعالیت انجام گرفته است به بررسی شرایط هر دانش آموز جدای از سایر همکلاسان می پردازد و با توصیف نقاط قوت و ضعف تک تک دانش آموزان آن ها را به یادگیری عمیق تر راهنمایی می کند.این تحولات از دهه 80 هجری-شمسی در ایران آغاز شده است. در این پژوهش به بررسی شرایط موفقیت دانش آموزان در یادگیری با طرح ارزشیابی کیفی-توصیفی پرداخته است.سوالات اساسی این پژوهش عبارتند از: 1- آیا ناشی از اجرای شیوه توصیفی در مقایسه با شیوه سنتی، مهارت خواندن دانش آموزان مطلوب تر می شود؟ 2- آیا ناشی از اجرای شیوه توصیفی در مقایسه با شیوه سنتی، مهارت نوشتن دانش آموزان مطلوب تر می شود؟ 3- آیا ارزشیابی توصیفی در مقایسه با ارزشیابی سنتی در نظام آموزش و پرورش موفق تر است؟ جامعه آماری معلمان شاغل در آموزش و پرورش در مقطع ابتدایی شهرستان گرمسار بوده که از سال اول تا سوم ابتدایی را تدریس می نمودند.ابزار اندازه گیری پرسشنامه بسته پاسخ است که به نحو چشمگیری اطلاعات جانبی و اطلاعات اصلی را جمع آوری نموده است. نتایج حاصل از این پژوهش به شرح زیر بوده است: 1- معلمان بر برتری طرح ارزشیابی توصیفی نسبت به ارزشیابی کمی اذعان داشته اند. 2- معلمان پاسخ داده اند که سطح مهارت خواندن در طرح ارزشیابی توصیفی نسبت به ارزشیابی کمی به شکل قابل ملاحظه ای ارتقاء داشته است. 3- معلمان نسبت به ارتقاء سطح مهارت نوشتن در ارزشیابی توصیفی نظر مثبت داشته اند.

هنجاریابی مقیاس چند بعدی رضایت از زندگی دانش آموزان و رابطه آن با سلامت روان و پیشرفت تحصیلی در دانش آموزان مقطع راهنمایی شهر قزوین
پایان نامه دانشگاه بین المللی امام خمینی (ره) - قزوین - دانشکده علوم اجتماعی 1389
  محبوبه حدادی نیاسر   حسن شمس اسفندآباد

هدف از پژوهش حاضر هنجاریابی مقیاس چند بعدی رضایت از زندگی و رابطه آن با سلامت روان، به عنوان یکی از عوامل موثر در رضایت از زندگی، و همچنین پیشرفت تحصیلی بود. جامعه آماری این پژوهش را کلیه دانش آموزان مقطع راهنمایی شهر قزوین که در سال تحصیلی 89-1388 مشغول به تحصیل بودند، تشکیل می دادند. نمونه آماری پژوهش شامل 250 دختر و 250 پسر بود که به روش نمونه گیری تصادفی چند مرحله ای انتخاب شده اند. ابزار مورد استفاده در این پژوهش را مقیاس چند بعدی رضایت از زندگی دانش آموزان هیوبنر mslssو فرم 28 سئوالی پرسشنامه سلامت عمومی گلدبرگ تشکیل می دادند. ضریب اعتبار برای کل پرسشنامه 90/0 به دست آمد که نشان دهنده آن بود که سوالات پرسشنامه رضایت از زندگی از هماهنگی درونی بالایی برخوردار است. پایایی خرده مقیاس های ابزار پژوهش نیز مطلوب بود. تحلیل عاملی نشان داد که گویه های ابزار را می توان به پنج عامل کاهش داد که بازگوکننده روایی سازه است. همچنین، وجود رابطه معنادار بین رضایت از زندگی و سلامت روان بیانگر روایی همزمان مقیاس چند بعدی رضایت از زندگی بود. بین رضایت از زندگی با پیشرفت تحصیلی، و همچنین بین سلامت روان و پیشرفت تحصیلی رابطه معناداری به دست نیامد. نتایج حاصل از مقایسه دختران و پسران نشان داد که بین عملکرد دختران و پسران درکل پرسشنامه تفاوت معنی دار وجود نداشت. نتیجه گیری: این مقیاس را می توان به عنوان ابزاری پایا برای دانش آموزان مقطع راهنمایی شهرقزوین به کار برد. واژه های کلیدی: رضایت از زندگی، هنجاریابی، سلامت روان،دانش آموزان مقطع راهنمایی