نام پژوهشگر: احسان فرزین آبدهگاه
احسان فرزین آبدهگاه اوژن کریمی
امروزه نیاز به تفکر استراتژیک به عنوان یک ابزار واگرا در سازمان ها کاملا مشهود است؛ چرا که تفکر استراتژیک زیر بنای دیگر مفاهیم پیرامون استراتژی می-باشد. به این منظور چارچوب ها و مدل های مختلفی برای تفکر استراتژیک مطرح شده است؛ الگوی نوآوری استراتژیک گری هامل، الگوی گزینه های آینده پیتر ویلیامسون، و الگوی عناصر تفکر استراتژیک جین لیدکا از این جمله اند. در این پژوهش ابتدا طی جلساتی مناسب ترین الگوی تفکر استراتژیک در بهنوش گچساران که همانا الگوی لیدکا است، انتخاب شده و سپس، از میان پنج عنصر الگوی لیدکا، اهداف و معیارهای عنصر تفکر سیستمی که مهمترین و اصلی ترین ِ این عناصر است تعیین گردیده است. برای به کارگیری این مدل در شرکت، به کمک تیم پیاده سازی، شاخص ها تعدیل شده و کاربردی ترین ِ آن ها مورد استفاده قرار گرفته است.بعد از پیاده سازی مدل برای هر کدام از معیارهای مطرح شده سئوالی طرح می شود که اثربخشی آن در پیشبرد اهداف شرکت را بررسی می کند. نتایج آزمون سئوالات به کمک نرم افزار spss بیانگر این مطلب است که در سطح اطمینان 95 درصد، شرکت در پیاده سازی عنصر "دید سیستمی"- از نمای افقی و عمودی- که مهم ترین عنصر الگوی لیدکاست به خوبی عملکرده است. لازم به ذکر است که دید سیستمی خود در برگیرنده ی برخی دیگر از عناصر الگوی لیدکا از جمله عنصر تمرکز بر هدف می باشد.