نام پژوهشگر: وحید خضایی
وحید خضایی محسن مراثی
در هزاره های قبل از میلاد در ایران باستان، انسان هنرمند در خلق آثارش با گذر از طبیعت گرایی رو به سوی انتزاع گذاشت. او کوشید با بهره گیری از آنچه در محیط زندگی او میگذرد، به نوعی بیان تصویری ساده و انتزاعی برسد. بیان انتزاعی که گویی دارای قواعد و حساسیت های خاص بصری است. یکی از الگو های این گرایش را می توان در نقوش سفالینه های ایران باستان جستجو کرد. مطالعه و بررسی این نقوش و سیر حرکت آن به سوی انتزاع بیانگر نقش اندیشه، اعتقادات و همچنین ارزشها و معیارهای موجود در این آثار است. نتایج این تحقیق نشان داد که سفالگری ایران باستان در ادامه گسترش و تحول خود به تدریج از آفرینش نقوش طبیعی ساده فاصله میگیرد و بجای پرداختن به جزئیات طبیعت، راه تجرید را می پیماید. این جستجو و تمایل به انتزاع در نقوش سفالینه های ایران باستان مشابهت هایی را با آثار نقاشان معاصر غرب، به ویژه هنرمندان آپ آرت دارد. گرایشی که در سالهای 1960 تا 1970 تحت عنوان نقاشی بصری یا شبکیه به نوعی انتزاع گرایی مبتنی بر سامان دهی اشکال هندسی با تأکید بر تأثیرات دیداری و حرکت نگاه در پهنه اثر توجه دارد. این تحقیق به روش توصیفی، تحلیلی صورت پذیرفت و گردآوری اطلاعات نیز به روش کتابخانه ای انجام گرفت.