کتاب با جمله ی "من اشتیلر نیستم" شروع می شود و این جمله سرآغاز داستانی است که حرف های زیادی درباره ی آن زده شده است. مردی که حاضر به پذیرفتن و قرار گرفتن در جایگاه نمادینش نیست و خود را کس دیگری می داند. جامعه ای که دایم می خواهد با نام گذاری روی چیزها همه را در خود ببلعد و سمبلیزه کند. نامی که به همراه آن بارگناهی بر دوش نامیده شده قرار می دهد و آن را از خود واقعی اش جدا می کند. در واقع با حذف...