نام پژوهشگر: فرشید قاسمی
شهرام خواجه بهجانی پروین غیاثی
هدف از این پژوهش بررسی تاثیر ارزشیابی توصیفی بر رشد مهارت های اجتماعی دانش آموزان بوده است .روش پژوهش علی پس ازوقوع بوده و ابزارجمع آوری اطلاعات پرسشنامه ای با 40 گویه ، که رشد مهارت های اجتماعی دانش آموزان را در یازده مولفه(بعد) سنجیده است. در تجزیه و تحلیلی داده ها از نرم افزار spss استفاده شده است. جامعه ی آماری این تحقیق 1619 نفر بودند که مجموعاً 384 دانش آموز به صورت نمونه گیری خوشه ای انتخاب شده اند. از این تعداد 190 نفر در گروه ارزشیابی توصیفی و 194 نفر در گروه ارزشیابی سنتی بوده است. جهت بررسی فرضیه های تحقیق از محاسبات آماری میانگین،انحراف استاندارد ،فراوانی درصدی استفاده و سپس برای تحلیل داده ها از آزمون t مستقل استفاده شده است. نتایج پژوهش حاکی از رشد بیشتر مهارت های اجتماعی دانش آموزان گروه توصیفی نسبت به گروه سنتی بود. همچنین رشد مهارت های اجتماعی دخترانی که ارزشیابی توصیفی برروی آنها اجرا شد، بیشتر از پسران مشاهده گردید. در ابعاد "همکاری" ، "احترام گذاشتن به دیگران"، "شرکت در فعالیت های گروهی"،"رعایت مقررات"، "گوش دادن " و"مسئولیت پذیری" رشد مهارت های اجتماعی دانش آموزان گروه ارزشیابی توصیفی بیشتراز سنتی بوده است. درسایر ابعاد مثل انجام وظیفه ، انجام کار در برابر دیگران ، دوست یابی ، سوال کردن ، دادن جواب نه و پذیرش جواب نه ، تفاوت معناداری بین رشد مهارت های اجتماعی دانش آموزان گروه ارزشیابی توصیفی و سنتی مشاهده نگردید. بین رشد مهارت های اجتماعی دانش آموزان گروه ارزشیابی توصیفی که هر دو والدین آن ها فرهنگی هستند و دانش آموزانی که یکی از والدین آنها فرهنگی هستند تفاوت معنادار مشاهده نشد
محمد حسن حسینی پروین غیاثی
این پژوهش به منظور تعیین رابطه ی میزان آگاهی معلمان زن پایه اول ابتدایی از رویکرد ارزشیابی توصیفی و عملکرد آنها در اجرای ارزشیابی توصیفی در کلاس اول انجام شده و برای انجام این پژوهش از روش همبستگی استفاده شده است . پرسش اصلی این تحقیق عبارت بود از این که : میزان آگاهی معلمان از رویکرد ارزشیابی توصیفی در پایه اول ابتدایی مدارس ناحیه یک شیراز به چه میزانی است ؟ و رابطه ی این آگاهی با عملکرد معلمان در اجراء که شامل تهیه و تنظیم دفتر کلاسی و مدیریت پوشه کار ، تکمیل فرم عملکرد دانش آموز و نحوه اجراء است ، به چه میزان است ؟ جامعه آماری این تحقیق شامل معلمان زن پایه اول ابتدایی مدارس ناحیه یک شیراز که در سال تحصیلی 89-88 در مدارس تدریس می کردند و تعداد آن ها 120 نفر بود، تعداد 92 نفر از این معلمان به عنوان نمونه تحقیق انتخاب شدند . ابزار مورد استفاده در این پژوهش ، برای بررسی رابطه ی بین متغیرها (آگاهی و عملکرد) شامل دو پرسشنامه محقق ساخته بود که یکی میزان آگاهی معلمان از رویکرد ارزشیابی توصیفی و دیگری عملکرد آنان را می سنجید .هر دو پرسشنامه از روایی و پایایی مناسبی برخوردار بودند . با استفاده از آزمون t و ضریب همبستگی پیرسون فرضیه ها مورد بررسی قرار گرفت . نتایج حاصل از این پژوهش ، رابطه ی معنا دار بین میزان آگاهی معلمان و عملکرد معلمان در اجرای ارزشیابی توصیفی را نشان داد ، به این معنا که هرچه میزان آگاهی معلمان از رویکرد ارزشیابی توصیفی بیشتر باشد عملکرد آن ها نیز بالا تر است . عمده ترین پیشنهاد این تحقیق به مسئولان آموزش و پرورش ، تشکیل کلاس های باز آموزی برای آگاه نمودن هر چه بیشتر معلمان از رویکرد ارزشیابی توصیفی و نظارت دقیق از عملکرد معلمان در کلاس های درس برای اجرا ی بهتر ارزشیابی توصیفی در کلاس درس می باشد .
لیلی شریفی آبدر حجت اله فانی
چکیده پژوهش حاضر با هدف بررسی تاثیر فعالیت های ستاد کیفیت بخشی بر عملکرد تحصیلی دانش آموزان دوره راهنمایی شهرستان شهر بابک انجام گرفته است. جامعه ی آماری متشکل از همه ی دانش آموزان دوره راهنمایی شهرستان شهر بابک در سال تحصیلی 1389-1388 بوده است. که از آن میان نمونه ی آماری شامل 180 نفر به صورت تصادفی خوشه ای انتخاب شده اند. به منظور سنجش عملکرد تحصیلی از پرسشنامه عملکرد تحصیلی ept استفاده شده است. نتایج پژوهش نشان داده است که بین میزان عملکرد تحصیلی دانش آموزان گروه آزمایش و گروه کنترل تفاوت معناداری وجود دارد. همچنین بین عملکرد تحصیلی دانش آموزان پایه های اول، دوم و سوم که طرح کیفیت بخشی بر روی آنها اجرا شده است تفاوت معنادار وجود دارد، اما بین عملکرد تحصیلی دانش آموزان دختر و پسر در گروه کنترل و آزمایش و همچنین عملکرد تحصیلی دانش آموزان پایه های اول، دوم و سوم در دو گروه کنترل و آزمایش تفاوت معناداری وجود ندارد. کلید واژه ها : کیفیت بخشی ، عملکرد تحصیلی، شهر بابک
کریم معتقدالحق رضا ستار
هدف از تحقیق تأثیر روش بارش مغزی بر افزایش آفرینندگی دانش آموزان سال سوم راهنمایی شهر مرودشت می باشد. این تحقیق به صورت نیمه تجربی بود که در آن از طرح پیش آزمون – پس آزمون با گروه گواه استفاده شده است. جامعه آماری این پژوهش تمامی دانش آموزان دختر و پسر پایه سوم راهنمایی شهر مرودشت می باشد که تعداد آن ها 1100 نفر می باشد که از روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای به صورت تصادفی دو مدرسه دخترانه و دو مدرسه پسرانه انتخاب و سپس از بین کلاس ها به صورت تصادفی دو کلاس را به عنوان گروه آزمایش و دو کلاس را به عنوان گروه کنترل انتخاب کردیم ابزار اندازه گیری آزمون خلاقیت کلامی است. تجزیه و تحلیل داده های آماری این پژوهش در دو سطح آمارتوصیفی و استنباطی صورت گرفته که در سطح آمار استنباطی از آزمون تحلیل کواریانس استفاده شده است.پس از تجزیه و تحلیل داده ها نتایج نشان داد که بین میزان آفرینندگی گروه آزمایش و کنترل در پس آزمون پس از حذف تاثیر پیش آزمون تفاوت معنادار وجود ندارد. و روش بارش مغزی بر افزایش ابعاد خلاقیت (قابلیت ابتکار، قابلیت انعطاف، قابلیت سیالی، قابلیت بسط) دانش آموزان موثر بوده است. کلید واژه ها: روش بارش مغزی، افزایش آفرینندگی
نصراله خدایار فرشید قاسمی
هدف پژوهش حاضر بررسی میزان توجه به مقوله های تربیت اخلاقی ، در کتاب های درسی مطالعات اجتماعی ، فارسی و هدیه های آسمانی پایه ششم دوره ابتدایی سال تحصیلی 92-91 است ، که با روش توصیفی از نوع تحلیل محتوا انجام گرفته ؛ ابزاراندازه گیری ، چک لیست تحلیل محتوای محقق ساخته بوده که دارای چهار مقوله ی اخلاق سیاسی ،اخلاق اجتماعی ، اخلاق عمومی و اخلاق اقتصادی و هجده گویه می باشدویافته های پژوهشی بابهره گیری ازشاخص آماری توصیفی موردتجزیه وتحلیل قرارگرفته است. عمده ترین یافته های پژوهشی بیانگرآناست که : به مضامین مربوط به مقوله های تربیت اخلاقی در سه کتاب مورد بررسی ، 1011 مرتبه توجه شده ؛ که423 مرتبه در کتاب مطالعات اجتماعی با بیشترین توجه به گویه پرهیز از اسراف و تبذیر و کمترین توجه به گویه قناعت و ساده زیستی و 255 مرتبه در کتاب فارسی با بیشترین توجه به گویه حسن معاشرت و کمترین توجه به گویه قناعت و ساده زیستی و 333 مرتبه در کتاب هدیه های آسمانی با بیشترین توجه به گویه خودسازی و کمترین توجه به گویه قناعت و ساده زیستی بوده است ؛ در مجموع به گویه حسن معاشرت بیشترین توجه و به گویه قناعت و ساده زیستی کمترین توجه شده است .
علی محمد رعیت پیشه فرشید قاسمی
هدف از پژوهش حاضربررسی وتحلیل محتوای کتاب های مطالعات اجتماعی، علوم تجربی وتفکروپژوهش پایه ششم ابتدایی از نظر مولفه های توسعه ظرفیت پژوهشی درسند تحول بنیادین آموزش وپرورش جمهوری اسلامی ایران بوده است روش تحقیق حاضراز نوع توصیفی –تحلیل محتواست.نمونه آماری دراین تحقیق تمام صفحات کتابهای مطالعات اجتماعی ،علوم تجربی وتفکرو پژوهش پایه ششم ابتدایی چاپ سال 1391 بود.واحد تحلیل دراین تحقیق مضمون وابزار پژوهش چک لیست بودکه دارای چهار مولفه حل مساله ، تفکر انتقادی، خلاقیت، تشریک مساعی ودوازده گویه برخوردباموقعیت، تحلیل موقعیت، جمع آوری اطلاعات، تدوین فرضیه، آزمون فرضیه، ارزیابی فرآیند، تجزیه و تحلیل، ارزشیابی، استنباط، تبیین، تفکرواگرا، مشارکت که با استفاده از فرم مقوله بندی متناسب با موضوع تحقیق طراحی شده بود.نتایج حاکی از آن است که بیشترین درصدتوجه به گویه مربوط به مولفه خلاقیت اختصاص دارد.ونیزازبین گویه های دوازده گانه ،گویه جمع آوری اطلاعات بالاترین وتبیین کمترین میزان توجه راداشته است نتیجه اینکه کتب مزبوردرزمینه پژوهش محوری بیشتربه جمع آوری اطلاعات توجه داشته است.
عبدالرضا سرانجام فرشید قاسمی
هدف این پژوهش بررسی میزان همخوانی بین برنامه درسی قصد شده ،اجرا شده و کسب شده در برنامه جدید آموزش علوم تجربی پایه ششم ابتدایی مدارس شیراز در سال تحصیلی 92-91 بود.پژوهش حاضر از نوع تحقیق پیمایشی بوده که به بررسی عناصر چهار گانه برنامه درسی شامل: اهداف ، محتوا ، روش های یاددهی - یادگیری و ارزشیابی پرداخته است. ابزار پژوهش، پرسشنامه محقق ساخته برای دو گروه معلمان و مدیران و معدل درس علوم برای دانش آموزان بود. روایی هر دو پرسشنامه با روش محتوایی و صوری، و پایایی آن از طریق آلفای کرونباخ(89/0و91/0) مورد تأیید قرار گرفت. برای جمع آوری داده ها با روش نمونه گیری تصادفی - خوشه ای چند مرحله ای، نمونه ای به حجم 238 تن شامل مدیر و معلم و دانش آموز انتخاب گردید. نتایج حاصل از تحقیق نشان داد که بین برنامه درسی قصد شده و اجرا شده در برنامه جدید آموزش علوم تجربی پایه ششم ابتدایی، از نظر مدیران و معلمان رابطه معنی داری وجود دارد. همچنین بین اهداف، محتوا، روش های یاددهی یادگیری و شیوه های ارزشیابی برنامه درسی قصد شده با برنامه درسی اجرا شده، از نظر مدیران و معلمان تفاوت معنی داری وجود نداشت. در آخر مشخص شد که روش های یاددهی ـ یادگیری بهترین پیش بینی کننده برنامه کسب شده می باشد.
بهتاش رجبی محسن خادمی
بررسی مقایسه ای رابطه بین ادراک دانشجویان رشته های علوم تربیتی از نوع فرهنگ سازمانی با میزان خلاقیت آنان در واحد بین الملل و دانشگاه شیراز هدف پژوهش بررسی مقایسه ای رابطه بین ادراک دانشجویان رشته-های علوم تربیتی از نوع فرهنگ سازمانی با میزان خلاقیت آنان در واحد بین الملل و دانشگاه شیراز بود. جامعه آماری شامل کلیه دانشجویان کارشناسی ارشد دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی دانشگاه شیراز و واحد بین الملل دانشگاه شیراز بود. با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای، تعداد 231 نفر به عنوان نمونه انتخاب گردیدند. ابزار پژوهش شامل مقیاس فرهنگ سازمانی محقق ساخته بر اساس مدل فرهنگ سازمانی کویین و گارث (1991) و همچنین مقیاس خلاقیت رندسیپ (1979) بود. پس از محاسبه روایی و پایایی ابزار و توزیع بین نمونه، داده ها با استفاده ازروش های آماری تحلیل واریانس اندازه گیری های مکرر رگرسیون چندگانه و تی تست مستقل تجزیه و تحلیل شدند. نتایج نشان داد که: 1- نوع غالب فرهنگ سازمانی رایج در دانشگاه از دیدگاه دانشجویان، فرهنگ مشارکتی بود و بین ابعاد فرهنگ سازمانی رایج در دانشگاه تفاوت معناداری مشاهده گردید. 2- بین انواع فرهنگ سازمانی و میزان خلاقیت دانشجویان رابطه مثبت و معناداری وجود داشت. 3- ابعاد فرهنگ سازمانی خلاقیت دانشجویان بومی و غیر بومی را پیش بینی می کند. 4- ابعاد فرهنگ سازمانی خلاقیت دانشجویان تربیت بدنی، رشته مدیریت و روانشناسی را پیش بینی می کند. 5- همچنین ابعاد فرهنگ سازمانی خلاقیت دانشجویان زن و مرد را پیش بینی می کند. 5- ابعاد فرهنگ سازمانی خلاقیت دانشجویان دانشگاه شیراز و واحد بین الملل را پیش بینی می کند.