نام پژوهشگر: حمیدرضا میرزایی خلیل‌آبادی

تاثیر نااطمینانی نرخ ارز بر بی ثباتی صادرات زیربخش های کشاورزی در ایران
thesis وزارت علوم، تحقیقات و فناوری - دانشگاه شهید باهنر کرمان - دانشکده کشاورزی 1393
  سامان محمدی تهرودی   حسین مهرابی بشر آبادی

یکی از مهم ترین اولویت های برای صادرکنندگان و وارد کنندگان، ثبات سطح قیمت ها و نرخ ارز است. از این رو نمی توان با عدم اطمینان همانند مسئله جانبی برخورد کرد، و بایستی برای مقابله با آن، نظریه و سازوکار مناسب ایجاد کرد. در تحقیق حاضر، تأثیر نااطمینانی نرخ ارز بر بی ثباتی صادرات زیربخش های کشاورزی ایران در دوره 1390-1371 بررسی شد. به این منظور، الگوی واریانس ناهمسانی شرطی اتو رگرسیو تعمیم یافته (garch) برای شاخص سازی نااطمینانی نرخ ارز واقعی استفاده شد. در ابتدا معادله رفتاری نرخ ارز واقعی با استفاده از الگوی خودتوضیح برداری برآورد شد که بر اساس معیار شوارتز بیزین و آکایئک، الگوی خودتوضیح با دو وقفه، بهینه شناخته شد. در ادامه آزمون لازم برای تشخیص وجود اثرات arch(واریانس ناهمسانی) انجام گرفت. نتایج آزمون arch lm حاکی از وجود اثرات arch است، به عبارتی وجود واریانس ناهمسانی بین جملات اخلال پذیرفته شد. در مرحله بعد به مدل سازی نااطمینانی ناشی از واریانس ناهمسانی در داده پرداخته شد. بدین منظور از الگوی garch استفاده شده است، که آماره های آکاییک و شوارتز بیزین معیار قرار گرفتند و الگوی garch(1,1) به عنوان الگوی بهینه مورد برآورد قرار گرفت. سپس به تحلیل روند مقدار صادرات زیربخشهای کشاورزی و همچنین کل بخش کشاورزی پرداختیم. نتایج نشان داد که در بین زیربخش ها، زیربخش زراعت و باغبانی سهم بیشتری از صادرات کل بخش کشاورزی را دارا می باشد . سپس برای محاسبه شاخص بی ثباتی صادرات، از شاخص لاو استفاده شد. با توجه به روند بی ثباتی صادرات زیربخش ها مشخص شد که صادرات روند منظمی نداشته است، سپس مدل بی ثباتی صادرات زیربخش ها برآورد شد. براساس نتایج بین شاخص بی ثباتی صادرات زیربخش ها و تمامی متغیرهای مدل بی ثباتی صادرات رابطه مستقیم وجود دارد. با توجه به نتایج پژوهش، سیاست های اقتصادی در کشور باید به صورت هماهنگ و در راستای کاهش نااطمینانی نرخ ارز واقعی طراحی و اجرا شوند.

اشتغال با تاکید بر مصرف انرژی برق در بخش کشاورزی ایران
thesis وزارت علوم، تحقیقات و فناوری - دانشگاه شهید باهنر کرمان - دانشکده کشاورزی 1393
  منا روان فر   محمدرضا زارع مهرجردی

انرژی برق که در دنیای امروز جای خود را نسبت به دیگر انرژی ها باز کرده است، اهمیت آن روز به روز بیشتر می شود.ویژگی منحصر به فرد جریان انرژی برق به خصوص کیفیت بالای آن نسبت به سایر حامل های انرژی کاربرد روز افزون آن را اجتناب ناپذیر ساخته است. این مطالعه به بررسی اشتغال با تاکید بر مصرف انرژی برق در بخش کشاورزی ایران برای دوره زمانی 1390- 1357 در چهارچوب آزمون های علیت، روش خود توضیح با وقفه گسترده،باند و الگوریتم ژنتیک می پردازد.بدین منظور برای پایایی از آزمون متداول ریشه واحد دیکی فولر استفاده شده است. سپس با استفاده از آزمون های باند،خود توضیح با وقفه گسترده(ardl) و علیت ارتباط میان آن ها آزمون می شود.سپس به مقایسه روش خود توضیح با وقفه گسترده و الگوریتم ژنتیک پرداخته می شود.نتایج به دست آمده نشان دهنده آن است که متغیر ها (شکل لگاریتمی)، جمعی از مرتبه یک و صفر می باشند.نتایج بلند مدت نشان دهنده آن است که ارتباط بلند مدت فقط زمانی که اشتغال متغیر وابسته است وجود دارد و مصرف انرژی برق،تولید ناخالص داخلی و سرمایه به ترتیب اثر منفی، مثبت و مثبت بر اشتغال دارد.در کوتاه مدت ارتباط علی از مصرف انرژی برق، سرمایه و تولید ناخالص داخلی به اشتغال وجود دارد.مقایسه روش خود توضیح با وقفه گسترده و الگوریتم ژنتیک در برآورد ضرایب تابع اشتغال نشان دهنده آن است که الگوریتم ژنتیک توانایی تطبیق بیشتر با مقادیر مشاهده شده را داشته و روش کاراتر ودقیق تر برای برآورد ضرایب تابع اشتغال است.