نام پژوهشگر: طیبه آقاجانی اشکهرانی
طیبه آقاجانی اشکهرانی محسن قاسم پور
تفسیر کشف الاسرار میبدی از جمله تفاسیر فارسی است که در قرن ششم هجری نگارش یافته و از دیرباز مورد توجه قرآن پژوهان و عرفان دوستان بوده است؛ مسائل و موضوعات عرفانی در نوبت سوم این تفسیر، به گونه ای نگارش یافته که با مذاق و مشرب صوفیان هماهنگی دارد. این در حالی است که نوبت دوم این تفسیر، به گونه ی متعارف، از احادیث نبوی به طور عام و احادیث برخی از ائمه (علیهم السلام) به طور خاص به عنوان منبع دوم تفسیری بهره گرفته است. این موضوع بویژه با توجه به انتظار از تفاسیر عرفانی که جایگاه حدیث در آن برجسته است اهمیت ویژه ای یافته و بررسی های سندی و متنی آن نیز موجه می نماید. در این پژوهش به بررسی و ارزیابی حدیث از دو منظرِ سند و متن به صورت مجزا پرداخته می شود. بررسی های سندی احادیث کشف الاسرار بیانگر آن است که، احادیث در اکثر موارد فاقد از سند بوده که در این صورت به عنوان احادیث مرسل تلقی می شوند. این نوع مواجهه ریشه در مبانی عرفانی میبدی دارد. بنا به قاعده «انظر الی ما قال و لا تنظر الی من قال» بوده که میبدی به سند احادیث چندان بها ندهد و اعتباری برای آن قائل نشود. این بی توجهی خود منشأ ورود مشکلات چشمگیری در متن حدیث شده است. این مشکلات زمانی نمود بیشتری پیدا می کند که احادیث از منظر متن نیز مورد بررسی قرار گرفت. این بررسی و با توجه به عرضه برخی از روایات با معیارهای نقد متن حدیث (قرآن، سنت، شخصیت معصوم و عقل و تاریخ و...) نشان داد که پذیرش برخی از احادیث کشف الاسرار با چالش جدی مواجه می شوند. این احادیث در حوزه های نظر بر مباحث عقیدتی، اخلاقی، قصص و داستان ها نمود بیشتری دارد.