نام پژوهشگر: ناهید یاراحمد زهی
ملیحه عباس نژاد محمد علی رباط جزی
چکیده در این تحقیق تاثیرعمق پردازش یک واژه با میزان تماس با ان در یادگیری 20 واژه جدید مورد مقایسه قرارگرفته است. شرکت کنندگان در این تحقیق 39 زبان اموز ایرانی که زبان انگلیسی را به عنوان یک زبان خارجی فرامی گرفتند، بودند. دوفعالیت زبانی برای این تحقیق طراحی شد: الف) فعالیت خواندن که در آن زبان آموزان چهارباربا لغات جدید تماس داشتند. ب) یک فعالیت نوشتاری که در آن زبان آموزان با لغات جدید یک انشاء نوشتند که عمق پردازش زیادی را بکارمی گرفت. فعالیت تماس با واژه چهاربار تماس راممکن می ساخت ولی شاخص عمق پردازش در آن یک بود. فعالیت نوشتاری تنها یک تماس راممکن می ساخت ولی شاخص عمق پردازش در آن بسیار بالاتر(4) بود.(طبق فرضیه عمق پردازش و شاخص عمق پردازش به ترکیبهای مختلفی از نیاز، جستجو و ارزیابی اشاره می کند.) برای اطمینان از اینکه یادگیری لغت فقط تاثیرعوامل موردنظربوده و نه استراتژیهائی که زبان آموزان ترجیح می دادند، میزان یادگیری ضمنی زبان آموزان سنجیده شد. به عبارتی دیگر زبان آموزان از هدف تحقیق که یادگیری لغت بود، اطلاعی نداشتند. بلافاصله بعد ازاتمام فعالیتها و یک هفته بعد، آزمونی برای سنجش یادگیری کوتاه مدت و بلند مدت واژه های جدید بعمل آمد. نتایج چندین آنالیزواریانس 2×2 (anova) نشان داد که: الف) تاثیریک فعالیت با عمق پردازش بالا با تاثیرچهاربار تماس با واژه یکسان بود. ب) عامل تماس نسبت به عامل عمق پردازش بیشترباعث تولید لغت می شد. ولی بعد از یک هفته میزان یادگیری تولیدی در هر دو گروه یکسان بود. ج) یادگیری شناختی واژگان در هر دو گروه و در هر دوزمان یکسان بود. اگر چه مانند تحقیقات قبلی یادگیری بلند مدت لغات از یادگیری کوتاه مدت بسیار کمتر بود هر دوعامل به طور چشمگیری به یادگیری لغت کمک کردند. بیشتر زبان آموزان بیش از نیمی از لغات را بعد از یک هفته به یاد آوردند. کاربردهای آموزشی این تحقیق و همچنین محدودیتهای آن و زمینه های تحقیق بیشتر در پایان مورد بحث قرار گرفت.
فرزانه صفرزاده سامانی ناهید یاراحمد زهی
موضوع اصلی این پایان نامه استراتژی های ارتباطی هستند که برای جبران ضعف در برقراری ارتباط استفاده می شوند. یکی از قابل تامل ترین مشکلات زبان آموزان ایرانی این است که بسیاری از ان ها علی رغم این که از دانش زبانی خوبی برخوردارند نمی توانند از این دانش برای انتقال پیام بهره گیرند. هدف این پژوهش ابتدا شناسایی استراتژی های ارتباطی است که توسط زبان اموزان سطح پیش متوسطه و سطح متوسطه مورد استفاده قرار می گیرد و سپس تعیین ارتباط بین سطح زبانی این زبان اموزان و انتخاب استراتژی های ارتباطی می باشد. ماهیت این پژوهش توصیفی است. زبان اموزان 15 زبان اموز سطح پیش متوسط و 14 زبان اموز سطح متوسط 16 تا 21 سال بودند. 48 جلسه در طول 8 هفته ضبط و رونویسی شد و سپس 22 نوع استراتژی در هر رونویسی شناسایی و کد گذاری شد. برای پاسخ به سوال اول فراوانی، میانگین، درصد و رتبه هر استراتژی محاسبه شد. نتایج نشان داد که زبان اموزان ایرانی در هر دو سطح از fillers , code switching و appeal for help بیش از بقیه استراتژی ها بهره می گیرند. برای پاسخ به سوال دوم تست کا اسکوئر انجام شد و سطح اهمیت 0.297 نشان داد که اگرچه فراوانی استفاده از این استراتژی ها در سطح پیش متوسط بیشتر بود اما تفاوت قابل توجهی بین دو گروه در استفاده از این استراتژی ها وجود ندارد.